تبليغاتX
آسمان بار امانت نتوانست کشید .....

آسمان بار امانت نتوانست کشید .....

این نامردمان

با ذوالفقار علی بر عدالت میزنند


+ نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387 23:18 توسط امرتات |

زیباترین غزل زندگیم از ان تو باد ای کاش ساعتم عقربه ای برای رفتنت نداشت ای کاش هیچ وقت زمانی برای رفتن تو نبود وزمان در هنگام رفتنت می ایستاد هرگز نمیتوانم ساعت رفتنت ر ابا حرکت عقربه ها بسنجم وباور کنم نمیدانم روی کدام ساعت بگذارم ساعت نحس رفتنت را تا باور کنم که زمان رفتنت نه صفربود نه هیچ زمانی بود برای تنهائی وزمانی برای باور ....باور نبودن ونداشتنها واین ساعت ساعت پایانی من بود.! غزل زیبایم ؛ جام سرشارم ؛ چه شیرین وگوارا بود مردن برای تو ! من مردم تا تو زنده باشی من رفتم تا تو بمانی این روزها عجیب دلم هوای با تو بودن کرده است این روزها عجیب غم انگیز است بی تو ملامت شنیدن ودیدن تلخی ها وبی حرمتی ها !!!! این روزهاعجیب دلم هوای پرگشودن دارد

+ نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387 18:57 توسط امرتات |

X

چرا کلاغه به خونش نرسید ؟


هرگز آرزو نکرده ام
یک ستاره در سراب آسمان شوم
یا چو روح برگزیدگان
همنشین خامش فرشتگان شوم

هرگز از زمین جدا نبوده
با ستاره آشنا نبوده ­ام

روی خاک ایستاده ام

تنم که مثل ساقه گیاه
باد و آفتاب و آب را
می مکد که زندگی کند


Home
.Bahar 20.
Email

Archives

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386


Categories

تلخ نوشته
دور وبرها
بزرگان


Links

خدمات وبلاگ نويسان
زخمی
ناشناس
مشق شب
جنبه داری بیا تو
سه الف
خواهش دوباره
دیگه دیدنم محاله
کافه پسرک
مرداشوب
درد
زندگی به سبک تو
وجودم تنها یک حرف است
چشمانم برا ی تو
خبر جدید
فال روز
عکاشه
سپنتا
باران
مارمولک ها نمیمیرند
هیچکس
فصل تازه
بیقراری های یک زن
شاسکول ها به بهشت نمی روند
غم یا شادی ؟
میرملنگ
قالب های جدید وبلاگ


LinkDump

كد جديد جاوا
خدایی که گدایی کرد
ضامن اهو
ضامن اهو
دختر هرزه
آرشیو پیوندهای روزانه



::..:..::




آمار سايت


تعداد بازديدها: