|
چندروزه...! دیشب بود که شب رفت ورنگها بیرنگ شدند یانه شاید ! دیروز بود که هوا تاریک شد خورشید قهر کرد ولی نه اونم نبود ! هر چی بود سنگین بود؛ شکنند ه وویرانگربود؛ ولی تموم شده بود وپایانشو تو برام جشن گرفتی کلبه خرابه دل من شایسته محفل بزم نبود سرسبزی وخرمی وجودت سرسرای بزم پایان درون تاریک من بود! ولی... ولی چندروزه بازم چیزی ته دلم سنگینی میکنه وآهی به بلندی همه شب بیداریها از عمق وجودم بیرون میاد که نمیفهمم چی میگه ولی خدای من نذار دوباره بشکنم نذار دوباره بمیرم من از خوسوزی به خود سازی رسیدم خدای من نذار دوباره همه هستی مو از دست بدم من هنوز نبخشیدم ولی نذار اتش کینه وهرچیزی به اسم بدی دوباره دروجودم شعله بکشه خدای من میدونی گاهی وقتها دلم براخودم می سوزه ؟! وقتی سربرسجاده میذارم ودعایی نمیتونم بکنم وقتی دستهامو بلند میکنم ومیترسم از هر چیزی که یه بار دیدم ! ولب میبندم....... میدونی چقدرسخته همش زیر سوال برم به خاطر اون چیزی که از دست دادم ونمیخام برای داشتنشون ازخیلی چیزهای دیگه بگذرم ونمیدونم تا کی باید سکوت کنم تا کی ؟ خدای من میدونم میدونی برای یکی اجبارا زنده بودن یعنی چی ؟ یادته اون شب سرمو گذاشتم رو پاش گفتم اگه من نباشم چیکار میکنی وهق هق گریه کرد ازاو ن شب لب بستم وزنده موندم وهرروز پشیمون تر میشم وحالا نمیدونم وجودم اونقدر ارزش داشته که بخاطرش ماهها راه رفتم ! خدای من وقتی سرمو گذاشتم رودستش میدونی چقدراروم شدم ! ولی وقتی عقل نهیب میزنه تکیه نکن میشکنی و هی داد میزنه بلند شو فرار کن ودل میگه بشین..... میدونی چقدرسخته یکی رودوست داشته باشی وترس رفتنش نموندنش شکستنش ونبودنت خدای من تومیدونی چقدر سخته ؟ میدونی چقدر سخته یه دنیا حرف باشی وبه جاش فقط ..........بذاری ؟ پ ن : باز اخم تو شروع شد دلم میخاد همیشه مال من باشی ودلم به یادت وحضورت گرم ولی مگه دست منه سرم رودستت افتاد دلم ترسید! + نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388 0:1 توسط امرتات |
..........دیشب دیشب رفتم به استقبال همه ستاره ها ! دیشب از غصه ای که رو دلم بود منم زدم بر طبل بی عاری ! دیشب مستی ودیوونگی درد منم دوا نکرد! چقدر !چقدرسخته شنیدم ولی هرگز نفهمیده بودم چقدرسخته بخندی تا لبای کسی که دوستش داری به خنده باز کنی بگی خوشم تا ناخوش نشه وریشه غمو درد رو ؛رو دلت احساس کنی ! چقدرسخته فرسنگها سال منتظرباشی وهرگز نرسیدنشو تصور کنی ! اه ای همیشه مهربانم امشب تو هم کردی جوابم همه دنیا ازآن شما باد ما راگوشه خرابه دل بس است + نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388 1:8 توسط امرتات |
|
| |||||