|
واما شب دوم ای کاش به ساگی به گریه ها نمیخندیدیم ! دیشب که حضورت تا صبح بامن بود وصبح عطر یاست روتنم جا مونده بو د ! ای که با من ودوراز منی باخبر باش که تنهاتو همسفریادمنی دومین شب رو هم بخاطر تو اروم میخابم ولی امشب عجب حس غریبی دارم ............! + نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر1388 0:44 توسط امرتات
|
| |||||