آسمان بار امانت نتوانست کشید .....
شب چهارم
شب چهارم پ ن سلام من چقدر دلم میخاد هوای دلت خنک باشه تا گرمای تنت دل منو نسوزونه !شب چ
+ نوشته شده در شنبه 6 تیر1388 1:13 توسط امرتات
چرا کلاغه به خونش نرسید ؟ هرگز آرزو نکرده ام یک ستاره در سراب آسمان شومیا چو روح برگزیدگان همنشین خامش فرشتگان شوم هرگز از زمین جدا نبوده با ستاره آشنا نبوده امروی خاک ایستاده ام تنم که مثل ساقه گیاهباد و آفتاب و آب را می مکد که زندگی کند
خدمات وبلاگ نويسان زخمی ناشناس مشق شب جنبه داری بیا تو سه الف خواهش دوباره دیگه دیدنم محاله کافه پسرک مرداشوب درد زندگی به سبک تو وجودم تنها یک حرف است چشمانم برا ی تو خبر جدید فال روز عکاشه سپنتا باران مارمولک ها نمیمیرند هیچکس فصل تازه بیقراری های یک زن شاسکول ها به بهشت نمی روند غم یا شادی ؟ میرملنگ
كد جديد جاوا خدایی که گدایی کرد ضامن اهو ضامن اهو دختر هرزه آرشیو پیوندهای روزانه